خرید بک لینک

دلم ميخواد از گفتههاي نجوا و مليحه اسكرين شات برات بگيرم بفرستم كه ببيني كي دورغ ميگه كي اذيتم ميكنه كي دورم زده مليحه چي نفعي داشت براش كه منو اينهمه اذيت كنه منه بدبخت براي اينكه اندك راه خبر داشتن از تو رو از دست ندم بايد به رو نيارم كه فهميدم دروغ ميگي

كه تو گروه هيچ وقت نگفتن كسي هست پياده كنه كلاس ها رو؟

مهم نيس. تو زندگيم تو هيچ رابطه اي اينهه نگفته بودم مهم نيس.

تو همين شب عزيز عيد غدير از خدا خواستم دقيقا كاري كه دوست جونت باهام كرد براش اتفاق بيفته ناچار باشه توي يه رابطه و تحقير بشه دردش بياد.

همش دو جلسه مونده بود چي ميشد بي سرو صدا اينا رو هم انجام ميدادم

مليحه اول عين خانه زاد ها ميگه بذار بهش بگ انگار زنت هست بعد مياد ميگه گفته من خبر ندارم

من براش مينويسم دروغ هاش هم قشنگه و براش توضيح نميدم كه خودم تو دايركت برات نوشتم

ضربه از محبوب بخوري و بگي دمش گرم... مرام من اين بوده.

تموم حرفامون تو تلگرام و حذف نكردم گذاشتم شايد يه روز خواستي ببيني درباره تو و حاجي و زيد حاجي چي ها گفته و چه جور زني هست...

صبح كه مي اومدم اداره برات چهار قل خوندم به خدا گفتم پسرم هر كاري ميكنه كه منو برنجونه اما مهم نيس تو مراقبش باش

برچسب: نویسنده: کسری عابدی تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:10

صفحه بندی