دست خيال من رو گرفتي و ميري زيارت.
عكسي كه خواهرت گذاشته رو اونقدر ميبينم كه نور صفحه كم ميشه خاموش ميشه و دوباره و دوباره
دلتنگ چشمهاي خسته اتم دلتنگ چشمهاي گريه كرده ات دلتنگ چشمهات پشت دود سيگارت
دلم دو زانو كنارت نشسته دعاي عاليه المضامين ميخوني اشكات از نوك بيني سر ميخونه مي افته لاي زيارتنامه دلم برات ضعف ميره يه پام از زير در ميكنم سرمو ميذارم رو شونه ات
تو شكسته هاي اينه هاي ديوار هاي حرم دنبال چشام ميگردي.
برچسب: مشهدي عباد,مشهدي ها,مشهدي بازي يعني چي؟,چت مشهد,مشهدي جك,يم مشهدي,ديگچه مشهدي,مشهدي,شيريني مشهدي,شله مشهدي,
نویسنده: کسری عابدی